در علوم خاص موكول شده است‌. مثلاً عقايد مربوط به پيوستگي و بي‌نهايت در فصل‌هاي‌ رياضيات و فيزيك بررسي خواهد شد و روابط ميان الاهيات و قانون شريعت از جهتي و فلسفه‌ و سياست از جهت ديگر، در فصل حقوق و جامعه‌شناسي مورد بحث قرار مي‌گيرد.
در خصوص غرب لاتيني بيشترين سعي شده تا فعاليت‌هاي برجسته‌ترين حكماي مسيحي‌ مورد پژوهش قرار گيرد، ولي مي‌دانم كه با همه‌ٴ تلاش‌هايم‌، ناگزير بسياري از آنها از نظر دور مانده است‌. بي‌شك مجلات مخصوص بحث درباره‌ٴ فلسفه‌ٴ مدرسي بي‌شمار و حجيم است‌؛ هر كالج و انستيتوي كاتوليكي دست كم يكي از آنها را منتشر مي‌كند و تقريباً هر فرقه‌ٴ ديني نه تنها سال‌نامه‌ها و مجموعه‌هاي شرح حال خودش را انتشار مي‌دهد، بلكه نشريات ادواري مربوط به‌ معارف و مباحث دوره‌ٴ مدرسي را دارد. بررسي همه‌ٴ آنها برايم يكسره ناممكن بود، هرچند كاملاً مي‌دانستم ممكن است در هر يك مطالب بسيار سودمندي به دست آورم‌. خواننده اشارات گه‌گاه‌ به مقالاتي خواهد يافت كه در مجلات صومعه‌ها انتشار يافته‌، چون اين مقالات را موٴلفان يا كسان ديگري براي ملاحظه‌ٴ من فرستاده‌اند؛ اين اشارات را بيشتر بايد بر سبيل نمونه تلقي كرد تا در مقام جامعيت‌.
2. لزوم وحدت‌، گرايش‌هاي دايرةالمعارفي‌، طبقه‌بندي علوم‌.
هدف اصلي فلسفه‌، وحدت‌ بخشيدن به معرفت و همآهنگ ساختن آن با عقيده‌ٴ ديني شخص است‌. وقتي فلسفه و الاهيات‌ به طور جدانشدني با هم تركيب شوند -- هم‌چنان‌كه در سده‌هاي ميانه چنين بود -- اين دو هدف‌ يكي مي‌شود. در سده‌ٴ چهاردهم‌، علي‌رغم انتقاد روزافزون و حتي اندكي شكاكيت‌، اين گرايش در غرب مسيحي بسيار نيرومند بود و تقريباً در همه جاي ديگر هم‌چنين بود. ميان مثلاً مسيحيان و مسلمانان يا حتي ميان مكتب‌هاي مختلف كلام مسيحي اختلافات زيادي وجود داشت‌، ولي‌ هريك به‌وجود ارزش‌هاي مطلق ايمان داشتند. به‌اين ترتيب‌، اشتراك زبان علماي مكتب‌هاي‌ مختلف يا كليساهاي مختلف در سده‌هاي ميانه خيلي بيشتر از آن بود تا مثلاً استادان فلسفه در يك دانشكده‌ٴ عصر حاضر.
بر آن اساس‌، تلاش براي تأليف تاريخ فلسفه‌ٴ تطبيقي سده‌هاي ميانه شايسته و سودمند خواهد بود. هرچند هرگز چنين كاري نشده است‌.1 مقايسه‌ها تا حدودي منحصر به فلسفه‌هاي‌ يهودي‌، مسيحي و اسلامي بوده‌، كه از جهات متعددي با هم مربوطاند و همه‌، شاخه‌هاي همان‌ درخت يوناني - يهودي‌اند. رسالات فلسفي كه در همان قرن به قلم مرداني بسيار دور از هم و در محيطهايي كاملاً مغاير، به عربي‌، عبري‌، لاتيني و يوناني نوشته شده‌، شباهت و سازگاري‌ منحصر به فردي دارند.


1 .به جز طرح هوشمندانه و ناقص ماسن اورسِل (1923).